بازی رزیدنت اویل 7، جدیدترین قسمت از مجموعه‌ی پرچم‌دارِ استودیوی ژاپنی کپکام، بازی فوق‌العاده‌ و بی‌نقصی نیست، اما تا دل‌تان بخواهد سرگرم‌کننده و خوش‌ساخت است. بازی تماما نوآورانه‌ای که از روی تریلرهایش به نظر می‌رسید نیست، اما این عدم نوآوری صرفا نکته‌ی بدی محسوب نمی‌شود. «رزیدنت اویل 7» برخلاف چیزی که فکر می‌کردیم حرکت انقلابی شینجی میکامی با «رزیدنت اویل 4» را تکرار نمی‌کند، اما این نه تنها یکی از نکات منفی‌اش نیست، که شاید بهترین ویژگی بازی هم باشد. حقیقت این است که بعضی‌ بازی‌ها آن‌قدر به تکرار افتاده‌اند که فقط چیزی مثل یک نوآوری و انقلاب اساسی آنها را از شرایط خسته‌کننده‌ و درجا زدنشان نجات می‌دهد. رزیدنت ا‌ویل اما بازی‌ای نبوده که به تکرار افتاده باشد. مشکل «رزیدنت ا‌ویل» از دست دادن هویتش بود. هیچ‌وقت فراموشی هویت را با اختراع یک هویت قلابی جدید و جایگزین کردن زورکی آن درمان نمی‌کنند، بلکه سعی می‌کنند تا با مرور خاطرات گذشته هویت واقعی فرد را به یادش بیاورند. اگر قسمت ششم و تا حدودی پنجم را رزیدنت ا‌ویل‌هایی بدانیم که با انتخاب اکشن‌ها‌ی بی‌سروته هالیوودی به هزیان گفتن افتاده بودند، قسمت هفتم همان رزیدنتی است که به خودش آمده و بالاخره به یاد می‌آورد که واقعا چه چیزی بوده و چه چیزی باید باشد. «رزیدنت اویل 7» همان کسی است که بعد از سال‌ها از یک کمای طولایی بیدار شده و تازه دارد به خاطر می‌آورد که کجاست. «رزیدنت اویل 7» در یک کلام بازی‌ای است که این مجموعه به‌طرز دیوانه‌واری برای بازگشت به روزهای اوجش به آن نیاز داشت و سازندگان در رسیدن به هدفی که داشته‌اند در حد قابل‌قبولی موفق بوده‌اند.




دانلود SD360p | دانلود HD720p


آخه می‌دانید چه شده؟ به محض انتشار اولین تریلرهای بازی و روبه‌رو شدن طرفداران کهنه‌کارِ مجموعه با زاویه‌ی دوربین شخصیت اصلی که از سوم شخص روی شانه به اول شخص تغییر کرده بود، عده‌ای ناراحت شدند که بازی محبوبشان خراب شده‌ است و عده‌ای دیگر خوشحال بودند که بازی محبوبشان با تغییری اساسی روبه‌رو شده است. بگذارید بگویم که هر دو طرف با دیدن محصول نهایی به‌طور مثبتی ناامید خواهند شد: کسانی که ناراحت بودند باید بدانند که شاید زاویه‌ی دوربین تغییر کرده باشد، اما «رزیدنت اویل 7» به معنای واقعی کلمه «رزیدنت ا‌ویل» است و تمام ویژگی‌های منحصربه‌فرد این مجموعه و ژانر «وحشت/بقا» که توسط خودش در فضای جریان اصلی وارد شده بود را در خود دارد و کسانی که با دیدن یک تغییر دوربین ساده، انتظار یک انقلاب بزرگ را می‌کشیدند باید بدانند که خبری از این حرف‌ها نیست. «رزیدنت اویل 7» یک ریبوت/دنباله محسوب می‌شود. یعنی علاوه‌بر برگرداندن این مجموعه به ریشه‌هایش و فاصله گرفتن از مسیری که بازی‌های این مجموعه با قسمت پنجم و ششم پیش گرفته بودند، ادامه‌دهنده‌ی اتفاقات بازی‌های قبلی نیز است.


قسمت هفتم همان رزیدنتی است که به خودش آمده و بالاخره دارد به یاد می‌آورد که واقعا چه چیزی بوده و چه چیزی باید باشد
ایتن وینترز در گستره‌ی زرد و نارنجی لویزیانا که آدم را یاد ترکیبی از اتمسفر خفقان‌آور و متروک سریال «کاراگاه حقیقی» و فیلم «کشتار با اره‌برقی در تگزاس» می‌اندازد به دنبال همسر گم‌شده‌اش میا می‌گردد که به تازگی اطلاعاتی از محل حضور احتمالی او به دست آورده است. نمای افتتاحیه‌ی بازی که او را از آسمان سوار بر ماشینش در حال رانندگی در جاده‌ای وسط باتلاق‌ها و مرداب‌هایی نشان می‌دهد که تا ابد ادامه دارند، از همان ثانیه‌های اول موهای تنم را سیخ کرد. این نحوه‌ی شروع من را یاد آغاز «رزیدنت ا‌ویل 4» انداخت؛ جایی که لئون اس. کندی به تنهایی قدم به درون دنیای بیگانه‌ای می‌گذارد که تنها بیگانه‌ی واقعی‌اش خودش است و خودش. دنیایی که بدون اینکه خودش متوجه شود، او را به آرامی می‌بلعد و شروع به جویدن می‌کند.


اینجا هم ایتن به محض اینکه قدم به درون ملک بزرگِ خانواده‌ی بیکر می‌گذارد، از دنیای پشت سرش قیچی می‌شود و شما می‌توانید این لحظه‌ی قیچی شدن که به کُندی و با خشونت تمام صورت می‌گیرد را احساس کنید. جایی که ترکیب یک پیچ‌گوشتی، یک قهقه‌ی شیطانی، یک غرش ناگهانی، یک اره‌برقی زوزه‌کشان و آه و ناله‌هایی از درد فضای خالی خانه را پر می‌کنند، به ما و ایتن یادآور می‌شوند که هرچه که او قبل از ورود به این خانه بوده و هرچه که انتظار داشته است را باید فراموش کند. او حالا بازیچه و قربانی دست دیوانگانی است که خانواده‌ی صورت‌چرمی در مقابلشان افراد محترم و متشخصی محسوب می‌شوند. خانواده‌ای که تنها گناهشان این است که در یک بازی رزیدنت ا‌ویلی حضور دارند و وقتی شما در یک بازی رزیدنت ا‌ویلی هستید، یعنی چیزی بیشتر از یک دیوانه‌ی معمولی هستید. یعنی زامبی‌های هوشیارِ همیشه خشمگینی مجهز به قدرت بهبودی بلافاصله‌ی وولورین هستید که شلیک کردن به آنها نه تنها آنها را ضعیف و زمین‌گیر نمی‌کند، بلکه از آنها هیولاهایی چندش‌آورتر و مرگبارتر می‌سازد.


رزیدنت اویل 7


خانه‌ی لعنتی خانواده‌ی بیکر از بیرون یک کلبه‌ی کوچکِ معمولی به نظر می‌رسد، ولی وقتی داخلش می‌شوی به‌طور عجیبی بی‌انتها احساس می‌شود و رفته رفته به وسعت طول و عرض و ارتفاعش اضافه می‌شود. این خانه بهترین اتفاقی است که برای «رزیدنت اویل 7» افتاده است. حتما دلیلی دارد که بهترین داستان‌های ترسناک دنیا درون یک سازه‌ی محدود جریان دارند. از خانه‌ای که به تسخیر شیطان درمی‌آید گرفته تا هتلی که به جنون یک مرد می‌انجامد، فضاپیمایی متروکه در عمق کهکشان و قطاری در حال حرکت. حقیقت این است که فضای بسته به وحشت بیشتر می‌انجامد. همیشه فرار کردن از نیروی متخاصم در راهروی باریکی که دیوارهایش بر سرمان سنگینی می‌کنند تنش‌زاتر از قرار گرفتن در مقابل همان نیروی متخاصم در فضایی باز است. هایک ویژن ایران دو سه بازی اخیر «رزیدنت ا‌ویل» این اصل را فراموش کرده‌ بودند. حتی در تنگ‌ترین محیط‌های بازی هم هنوز توانایی شیرجه زدن و جاخالی دادن داشتید. فضاهای بسته‌ی بازی‌های اول جای خودشان را به نبرد در شهرها و خیابان‌ها داده بودند.


حالا با رزیدنت ا‌ویلِ آرام‌سوز و اتمسفریکی طرفیم که دچار بحران هویتی که قسمت ششم از آن زجر می‌کشید نمی‌شود
بله، بخش‌های زیادی از چهار قسمت اول مجموعه هم در خیابان‌ها جریان داشتند، اما خیابان‌ها و کوچه‌پس‌کوچه‌های بسیار باریکی که در کنار محدودیت دید و کنترل شخصیت اصلی، تک‌تک دشمنان را به یک چالش واقعی برای مبارزه تبدیل می‌کردند و حس قرار گرفتن در موقعیتی که راه فراری از آن نیست را به بازی‌کننده منتقل می‌کردند. «رزیدنت اویل 7» در زمینه‌ی لوکیشن غوغا می‌کند. اینجا با داستان بازمانده‌ای گرفتار در عمارتی بزرگ طرفیم، نه جنگیدن به عنوان یک سرباز کارکشته در کنار هم‌رزمانمان با تروریست‌های بیولوژیکی در کشورهای مختلف دنیا. اگر به‌ من می‌گفتند کپکام جیمز وان، کارگردان فیلم‌های «احضار» (The Conjuring) و «اره» (Saw) را برای ساخت «رزیدنت ا‌ویل» جدید انتخاب کرده است، شوکه نمی‌شدم. «رزیدنت اویل 7» ترکیب موفقی از تعلیق‌های طولانی و موئثر «احضار»، خشونتِ وحشیانه‌ی «اره» و جنون ژاپنی و دیوانه‌وار «رزیدنت ا‌ویل» است که البته از دوز این آخری در این قسمت کاسته شده اما کماکان وجود دارد.


حالا با رزیدنت ا‌ویلِ آرام‌سوز و اتمسفریکی طرفیم که می‌داند می‌خواهد چه چیزی باشد و دچار بحران هویتی که قسمت ششم از آن زجر می‌کشید نمی‌شود (البته این بحران کذایی به این راحتی دست از سر این مجموعه برنمی‌دارد و نشانه‌هایی از آن در این بازی هم وجود دارد). همان‌طور که گفتم شاید تغییر زاویه‌ی دوربین به اول شخص خبر از نوآوری عجیب و غریبی بدهد، اما در واقع این‌طور نیست. «رزیدنت اویل 7» یک «رزیدنت ا‌ویل» کلاسیک است. از گیاهان شفابخش و مدیریت کوله‌پشتی و حساب و کتاب منابع‌تان و شکستن جعبه‌ها گرفته تا محیط‌های بزرگی که شما را برای باز کردن یک در مجبور به سر زدن به نقاط مختلفش و تکرار مسیرهایی که پشت سر گذاشته بودید می‌کنند. جای آن سکانس‌های از پیش کارگردانی‌شده‌ی مسخره‌ی «ندای وظیفه‌»‌وار را چیزی گرفته است که روی تعلیق‌‌آفرینی و وحشت و گشت و گذار تمرکز کرده است. اما تمام اینها به این معنی نیست که «رزیدنت اویل 7» تا پایان همین‌قدر هیجان‌انگیز باقی می‌ماند و دچار لغزش نمی‌شود.


رزیدنت اویل 7


بازی به دو بخش بزرگ تقسیم شده است. بخش اول در خانه‌ی خانواده‌ی بیکر که در اغلب تریلرها دیده‌ایم جریان دارد و بخش دوم در مکان دیگری که آن را لو نمی‌دهم. بهترین لحظات و نقاط قوت «رزیدنت اویل 7» در کنار اعضای خانواده‌ی بیکر اتفاق می‌افتد. اینجا آقای کوشی ناکانیشی در مقام کارگردان ترکیب دل‌انگیزی از تعلیق‌ و تنش‌های خردکننده و خون و خونریزی‌های فیلم‌های اسلشر را ارائه می‌دهد. اولین ساعت بازی که هنوز اسلحه‌ها و مدیریت آیتم‌ها معرفی نشده‌اند، یکی از متفاوت‌ترین فصل‌ها در تاریخ بازی‌های «رزیدنت ا‌ویل» است. برخلاف گذشته که همیشه از اول حداقل یک کلت معمولی داشتید، در اینجا با آسیب‌پذیرترین شخصیت اصلی بازی‌های «رزیدنت ا‌ویل» طرفیم که هیچ چیزی برای دفاع از خودش ندارد. بازی به‌طور هوشمندانه‌ای ما را مجبور به گشت و گذار در بخشی از خانه‌ی پوسیده‌ی بیکرها می‌کند و ترس از اینکه چه چیزی پشت هر در و در انتهای هر راهرو انتظارمان را می‌کشد، تمام وجودتان را مملو از ناآرامی می‌کند.


در دورانی که تقریبا ۹۵ درصد فیلم‌های سینمایی ترسناک از جامپ اسکرها به روش‌های بدی استفاده می‌کنند، «رزیدنت اویل 7» نه تنها تقریبا همیشه از آنها به‌طور مؤثری استفاده می‌کند، بلکه به آنها بسنده نمی‌کند و سعی می‌کند با غوطه‌ور کردن بازی‌کننده درون دنیایی که او برای غوطه‌ور شدن در آن مقاومت می‌کند و همچنین استفاده از بازی‌های روانی، تارهای عصبی بازی‌کننده را به چنگ بیاورد. به محض اینکه یک کلت به دست آوردم و سرگردان در طبقات خانه‌ی بیکرها شروع به کلنجار رفتن با راز و رمزهای خانه، چرخ زدن در سردابه‌ها، سرک کشیدن به زیرزمین و باز کردن در قفلِ اتاق زیرشیروانی کردم و در همین حین مواظب بودم که اعضای خانواده که از غیبت من عصبانی بودند پیدایم نکنند، یک حس نوستالژی قوی ستون فقراتم را لرزاند. «رزیدنت اویل 7» باید روی کاغذ یک رزیدنتِ دگرگون‌شده باشد، اما خوشبختانه این‌طور نیست. تقریبا تمام بهترین عناصر معرف «رزیدنت ا‌ویل»‌های اولیه در اینجا یافت می‌شود.